درک جاکوبی در 60 سال بازیگری عاشقانه: 'موارد بسیار کمی وجود دارد که من آنها را رد کردم'

'شما در حال صحبت کردن با یکی از خوش شانس ترین بازیگران ، در بسیاری از سطوح هستید.'

فصل چهارم سریال درام انگلیس آخرین تانگو در هالیفاکس که در حال پخش از PBS است ، داستان آلن باترشاو را ادامه می دهد ( سر درک جاکوبی ) و سلیا داوسون ( مادر سعید ) ، که 60 سال پس از اولین ملاقات با یکدیگر عشق خود را دوباره زنده کردند و اکنون در هفتمین سال ازدواج خود هستند. در حالی که آنها در کنار یکدیگر در یک خانه جدید مستقر شده اند ، درگیری های آنها درباره نمایش های کوچک زندگی تنش ایجاد می کند که آنها باید در کنار خانواده بزرگ و دوستانشان کار کنند.



در طی این مصاحبه تلفنی 1 با یک با کولایدر ، جاکوبی در مورد اینکه چرا از انتخاب شدن در این نقش بسیار خوشحال است صحبت کرد ، آنچه که در سفر با شخصیت آلن بیشتر لذت برده است ، سالی وین رایت چنین نویسنده بزرگی ، چقدر از هم تیمی هایش لذت می برد و چرا دوست دارد قسمت های بیشتری از سریال را ادامه دهد. او همچنین در مورد بازی صحبت کرد سر ایان مک کلن دوست پسر دیرینه در سایت کمیت است شریر، بدجنس، حیوان صفت ، خاطراتش از ساختن وقتش گلادیاتور ، ابراز شخصیت برای راز نیمه ، فیلمبرداری یک فیلم همه گیر در خانه خود ، و اینکه چگونه یک حرفه بازیگری 60 ساله داشته است.



برخورد دهنده: وقتی این مجموعه ، آخرین تانگو در هالیفاکس ، ابتدا راه خود را فرا گرفت ، چه چیزی آن زمان بیشتر مورد توجه شما قرار گرفت ، و آیا همان موردی است که اکنون در مورد آن دوست دارید یا این که تکامل یافته است ، هرچه مدت بیشتری با آن درگیر شده اید؟

هر چیزی در پایان ظهور Skywalker

تصویر از طریق PBS



دریک جاکوبی: من آن را دوست دارم. کل شرکت آن را دوست دارد. خیلی خوش گذشته اولین بار این واقعیت را جذب کردم که انتظار نداشتم در آن قسمت انتخاب شوم. من به عنوان یک بازیگر شیک و کلاسیک شهرت پیدا کردم و [آلن] یک مرد بسیار معمولی بود. من فقط فکر کردم ، 'چقدر عالی است که یک مدیر انتخاب بازیگری در جایی به فکر من افتاد تا این قسمت را بازی کنم.' فوق العاده بود به شدت لباس پوشیده نبود. کلاسیک نبود این شکسپیر نبود این یک شخصیت همه بود ، و این دوست داشتنی بود.

در این فصل ها برای بازی در این شخصیت ، مسافرت رفتن با او و انجام این کار با این بازیگران بیشتر از چه چیزی لذت برده اید؟

JACOBI: این یک سفر شگفت انگیز بوده است. با شناختن مردی که من بازی می کردم ، یک مرد شمالی و یک یورکشایر ، من این را دوست داشتم. بررسی پیشینه یک یورکشایر جالب بود. من توسط بازیگران فوق العاده ای احاطه شده بودم. همه ما خیلی خوب کنار آمدیم. این یک جامعه تحسین متقابل بود. هیچ منفی بزرگی وجود نداشت. در اطراف هیچ دیویی وجود نداشت. این مانند یک خانواده بود و این همان چیزی است که سعی داشتیم در این مجموعه مطرح کنیم. ما در یک مجموعه و بیرون از مجموعه مثل یک خانواده بودیم. دوست داشتنی بود.



سالی وین رایت مطمئناً با کلمات راهی دارد. از کار کردن با حرف های او و کمک به روایت داستان هایش بیشتر از چه چیزی لذت برده اید؟

JACOBI: او نویسنده فوق العاده ای است. این ترکیبی از هوش و احساسات است و به زیبایی نوشته شده است. ارائه آن آسان است زیرا بسیار خوب و واقعی است. این احساس فوق العاده را با عقل مخلوط می کند. او بسیار باهوش است. او با کلمات خود جادو می کند ، واقعاً این کار را می کند. واقعیتی که او به صفحه وارد می کند کاملاً قابل توجه است.

آیا بین سالها یا طی این سالها ، با سالی وین رایت درباره شخصیت و سفر او صحبت کرده اید ، یا فقط به خاطر اعتمادی که با هم برقرار کرده اید چیزهایی را در دست او می گذارید؟

تصویر از طریق PBS

JACOBI: فکر می کنم دومین باشد. ما آن را به دست او می سپاریم. بحث زیادی بین سالی و بازیگران وجود ندارد ، مگر اینکه بازیگران آن را بخواهند. آنچه او می نویسد آنقدر واضح است که نیازی به تجزیه و تحلیل آن با او نداریم. استعداد عالی او نوشتن عمیق اما ساده ساختن درک و درک آن است.

شما این سفر را با آن رید ، بازیگر نقش سلیا انجام داده اید. گذراندن این تجربه ها ، به عنوان همبستگی ، چگونه بوده است؟ از رابطه پویای رابطه بین شخصیت هایتان چه چیزی لذت برده اید؟

ژاکوبی: من از همه چیز لذت برده ام. ما قبلاً همدیگر را می شناختیم آخرین تانگو اما ما هرگز ملاقات نکرده بودیم. ما بلافاصله آن را زدیم. ما رابطه بسیار خوبی بین خود داشتیم و یک اعتماد بزرگ داشتیم ، که همیشه برای برقراری یک رابطه نزدیک مانند آن ضروری است. خیلی لذت می بریم این یک لذت است. ما شرکت یکدیگر را دوست داریم. اگر مشکلی یا مشکلی داشته باشیم از یکدیگر حمایت می کنیم. این یک رابطه دوست داشتنی است ، روی صفحه نمایش و خارج از آن ، واقعاً. هیچ شکایتی وجود ندارد.

آیا شما کسی هستید که ریشه آنها را بکشید تا این سریال را تا پایان سریال ، هر زمان که به پایان برسد ، انجام دهید؟

ژاکوبی: اوه ، بله. امیدوارم کارهای بیشتری انجام دهیم. دوست دارم کارهای بیشتری انجام دهم. من دوست دارم در خدمت نقش پیر شوم زیرا همه ما آن را دوست داریم. یکی از خوبی های سالی این است که توطئه های او لطیف اما جالب است. هیچ تعقیب و گریز اتومبیل یا اسلحه یا بمبی وجود ندارد و هیچ اتفاق مهیجی رخ نمی دهد. همه چیز به روشی بسیار آرام اتفاق می افتد ، و این دوست داشتنی است. تماشای آن دوست داشتنی است و اجرای آن نیز دوست داشتنی است.

یک وقفه نسبتاً طولانی بین فصل گذشته و جدیدترین فصل وجود داشت. در نتیجه ، آیا بازگشت به شخصیت و یافتن دوباره او چالش برانگیز بود ، یا او فردی است که همیشه به راحتی قدم برمی دارد؟

JACOBI: نه ، اصلاً سخت نبود که دوباره به لباس او برگردم. فکر نمی کنم برای هر یک از ما باشد. ما شخصیت ها را بسیار قوی داشتیم و آنها را ثابت کرده بودیم و دوست داشتیم در کنار آنها باشیم و آنها را انجام دهیم. فقط یک احساس گرم و دوست داشتنی بود که دوباره با آنها همراه شوم. ما مطمئنا آنها را فراموش نکرده بودیم.

چه کسی در اسپویلر قلعه بلند است

تجربه شما در سایت کمیت چگونه بود شریر، بدجنس، حیوان صفت ، در بازی دوست پسر قدیمی سر ایان مک کلن بازی می کنید؟

JACOBI: هیچ یک از ما - نه یان و نه من - قبلاً یک سیتکام انجام نداده بودیم و آن را دوست داشتیم. می توانستیم خود را به مرگ چادر بزنیم. این یک نویسنده آمریکایی بود ، گری جانتی ، و انجام آن یک لذت بود. برای ما متفاوت بود زیرا پنج دوربین و حدود 250 دستگاه مخاطب داشتیم. برای ما ، این یک تجربه کاملاً جدید بود که قضاوت کنیم آیا با مخاطب بازی می کنیم یا اینکه با دوربین بازی می کنیم. و البته ، شما بازپس گیری می کنید ، یا اگر یک خط خاص خنده دار پاسخ مورد نظر گری را دریافت نمی کرد ، او با عجله وارد صحنه می شد و سطر دیگری می نوشت. سریع یاد می گیرید و سپس آن خط را می گویید. این یک تجربه کاملا متفاوت بود اما بسیار سرگرم کننده بود. ما دوست داشتیم این کار را انجام دهیم.

از کار با یان مک کلن از چه چیزی لذت بردید؟

JACOBI: ما مدتها به عقب برمی گردیم. بیش از 50 سال پیش ما با هم در دانشگاه بودیم. ما از سال 1958 آشنایی داریم ، بنابراین با هم بزرگ شده ایم. ما در زندگی حرفه ای خود این همه باهم عمل نکرده ایم. مشاغل ما مسیرهای مشابه اما موازی را طی کرده است ، اگرچه اکنون ایان بسیار بیشتر از من در سینما رفته است. ما در تمام آن سال ها دوست صمیمی بوده ایم ، بنابراین انجام کاری که برای ما جدید و هیجان انگیز و خنده دار بود دوست داشتنی بود. مطمئناً ، شناخت بسیار خوب یکدیگر ، کار را بسیار راحت تر کرده است. ما مجبور نبودیم که یکدیگر را بشناسیم ، و همه اینها ، زمان می برد و همیشه جواب نمی دهد. امیدوارم که ما نسبت به یکدیگر بسیار سخاوتمند بودیم.

تصویر از طریق DreamWorks / Universal

چه خاطراتی از ساختن زمان خود دارید گلادیاتور و حضور در فیلمی که مردم هنوز هم آن را دوست دارند ، بیش از 20 سال بعد به چه معناست؟

ژاکوبی: همه کارهای من عمدتا در رم در کولوسئوم بود که فیلمبرداری آن در جزیره مالت بود. حدود سه ماه آنجا بودم و خوشحال کننده بود. این یک قسمت دوست داشتنی و یک صحنه بسیار هیجان انگیز بود که هر روز در کولوسئوم با ببرها و گلادیاتورها و جنگ با شمشیر کار می کرد. عالی بود. من واقعاً از کارم لذت می برم. خوشبختانه ، من در کارم بسیار خوش شانس بوده ام. من از 19 سپتامبر 60 سال یک بازیگر حرفه ای بودم و در بیشتر آن سال ها کار کردم ، که برای یک بازیگر بسیار خوش شانس است و از همه لذت می برم.

کمی بیشتر که برگردید ، آیا چیزهای زیادی در مورد ساخت به خاطر دارید راز نیمه و تجربه کارگردانی توسط دون بلوت؟

JACOBI: اوه ، بله ، بله. این یک شخصیت بسیار قدیمی است. آنها قبل از اینکه شخصیت را متحرک کنند ، کار صدا را انجام می دادند که جالب بود. من مجبور نبودم که شخصیتی را صدا کنم. آنها شخصیت را به صدا می رسانند. جالب بود. این مرا به لس آنجلس و هالیوود و همه آن پیتزازها برد. دوست داشتنی بود. این یک فیلم زرق و برق دار بود.

در این مرحله از زندگی و حرفه خود ، و در مورد اینکه چنین زندگی طولانی داشته اید صحبت کرده اید ، چه چیزی باعث جذب شما به یک پروژه می شود؟ این روزها چه چیزی شما را از کار هیجان زده می کند؟

ژاکوبی: من کار می کنم. من کار کردن را دوست دارم موارد بسیار کمی وجود دارد که من در کار خود رد کردم. من فقط می خواهم آن را انجام دهم ، تمام وقت. فکر می کنم این کانون زندگی من باشد. من این شانس را داشتم که آن را ادامه دهم برای من ، این هدف زندگی من است. من استعدادی برای چیز دیگری نداشتم. مطلقا هیچ استعدادی برای هیچ چیز دیگری وجود ندارد. تنها جرقه استعدادی که دارم ، بازیگری ، تئاتر ، تله و فیلم است. این دنیای من است این زندگی من است. منم.

بهترین فیلم های ترسناک ترسناک در نت فلیکس

این یک چیز بسیار خوش شانس است ، زیرا همه نمی توانند چیزی را که دوست دارند پیدا کنند و شما آن را پیدا کرده اید.

JACOBI: دقیقاً. شما در حال صحبت کردن با یکی از خوش شانس ترین بازیگران در همه سطوح هستید. این موقعیت بسیار خطرناکی است. من 60 سال خیلی خوش شانس بوده ام و هنوز هم ادامه دارد.

هنگامی که در مسیر بازیگری حرفه ای خود شروع کردید ، آیا امید و ایده ای در مورد اینکه این حرفه چگونه است داشته اید؟ آنچه شما فکر می کردید چگونه می تواند با نوع شغلی که در نهایت انجام داده اید مقایسه شود؟

John Wick 1 را بصورت آنلاین تماشا کنید

تصویر از طریق PBS

JACOBI: سرانجام ، من شغلی را که تصور می کردم آرزوی آن را داشته ام ، تجربه کردم. از آنجا که به یاد می آورم ، به عنوان یک کودک کوچک ، و من تنها یک کودک بودم ، مانند بسیاری از تنها کودکان ، به تظاهر تکیه کردم و بازی های خودم را ساختم. من همیشه دوست داشتم بازیگر شوم. من هرگز نمی خواستم کار دیگری انجام دهم. این از رویای بازیگری متولد شد و من بازیگر شدم. من پدر و مادری عاشق داشتم اما آنها چیزی در مورد بازیگری یا تئاتر نمی دانستند. از نظر آنها یک دنیای عجیب ، بوهمی ، دشوار ، خطرناک بود ، اما آنها 200 درصد از من را تشویق و حمایت کردند. با پشت سر گذاشتن این مسئله ، من خوش شانس بودم که تحصیلات خوبی داشتم. من به دانشگاه رفتم و تمام دانشگاه را بازی کردم. و سپس ، در اواخر دانشگاه ، در یک تئاتر با رپرتوری شغل حرفه ای پیدا کردم. از وقتی به یاد می آورم ، قرار بود اینطور باشد. نمی دانستم موفق می شوم یا نه. فکر کردم بعد از پنج سال کار ، اگر هنوز روی لوبیای پخته روی نان تست زندگی می کردم ، ممکن است آن را کنار بگذارم. من در دانشگاه با سابقه رفتم ، بنابراین فکر کردم که اگر تاریخ کار نکند می توانم تاریخ را تدریس کنم ، اما هرگز چنین کاری نکردم. بازیگری ، خدا را شکر ، کارساز بود.

آیا در حال حاضر دوباره روی چیزی کار می کنید؟ با بازگشت به کار ، با همه آنچه که در حال انجام است ، چگونه کار می کنید؟

ژاکوبی: من در فرانسه جای کمی دارم و اکنون اینجا هستم. من در اوایل ماه ژوئیه آمدم و می خواهم تا پایان ماه سپتامبر اینجا باشم. این در قلب کشور است. واقعاً زیباست و من اینجا خیلی احساس امنیت می کنم. و سپس ، چند هفته پیش ، دو روز در یک فیلم (به نام) به من پیشنهاد شد تنها ) این یک قسمت کوچک خوب در یک فیلم درباره بیماری همه گیر ویروس کرونا است. من گفتم: 'نه ، فقط دو روز نمی توانم به لندن برگردم.' بنابراین ، گروه فیلمبرداری به اینجا آمدند. من یک گروه فیلمبرداری در خانه داشتم و تمام صحنه هایم را انجام دادم و بعد آنها رفتند. من همچنین ضبط هایی انجام داده ام. ما یک استودیوی ضبط صدا درست کردیم که از کمد لباس و بسیاری از لحاف تشکیل شده است و کار می کند.

آیا بازی در یک فیلم و ساختن آن فیلم بدون خروج از خانه یک تجربه سورئال و جالب بود؟

ژاکوبی: دقیقاً ، بله. همه آنها به اینجا آمدند و ما به آنها غذا دادیم و سیراب کردیم. دو روز وقت داشتیم و دوست داشتنی بود. واقعاً بسیار لذت بخش بود. و آنها به من پول دادند.

چه نوع ضبط هایی را در استودیوی ضبط خود انجام می دهید؟

JACOBI: من در حال ضبط کتاب بوده ام. یک آقایی اینجاست که در انگلیس معروف شده است. او صد ساله است و 32 میلیون پوند برای NHS (سرویس بهداشت ملی) جمع کرد. آنها از او یک شوالیه ساختند و با ملکه ملاقات کردند. نام او سر تام مور است و من در حال ثبت خاطرات او بودم.

آخرین تانگو در هالیفاکس یکشنبه شب ها از PBS پخش می شود.

کریستینا رادیش گزارشگر ارشد فیلم ها ، تلویزیون ها و پارک های موضوعی Collider است. می توانید او را در توییترChristinaRadish دنبال کنید.